در برابر قهر خدا ، هیچ قدرتى نمى ‏تواند مانع باشد

  قهر خدا,علت قهر خدا,آیا خدا با بندگانش قهر می کند

لازمه عمل صالح و سخت ‏کوشى، مبارزه کردن با عناد و لجاجت نفس هاى خودمان است تا مسیرى همچون یهودیان معاصر عیسى نداشته باشیم و بلکه به درجه حواریان عیسى و صدیقان ارتقاء پیدا کنیم.

فَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ (آل عمران ـ ۵۶)
اما کسانى که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به سختى عذابشان کنم و یاورانى نخواهند داشت.

وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (آل عمران ـ ۵۷)
و امّا کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده ‏اند، پاداش ‏هاى آنها را (خدا) بطور کامل خواهد داد و خداوند ستمگران را دوست نمى ‏دارد.

ذَلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الآیَاتِ وَالذِّکْرِ الْحَکِیمِ (آل عمران ـ ۵۸)
اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت ‏آمیز بر تو مى ‏خوانیم.

 سرنوشت پیروان و مخالفان مسیح علیه السلام
آیه اول و دوم دنباله خطاب به حضرت مسیح علیه السلام است که در آیه قبل درباره پیروان و مخالفان او آمده بود، و سومین آیه خطاب به شخص رسول اللَّه صلی الله علیه و اله است.

در آیه نخست مى‏ فرماید: بعد از آنکه مردم به سوى خدا بازگشتند و او در میان آنان داورى کرد، صفوف از هم جدا مى ‏شود” اما کسانى که کافر شدند (و حق را شناختند و انکار کردند) آنها را مجازات شدیدى در دنیا و آخرت خواهم کرد و یاورانى ندارند” (فَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ)

در این آیه علاوه بر عذاب آخرت که نتیجه داورى پروردگار در قیامت است، به مجازات شدید دنیا نیز اشاره شده است که دامنگیر افراد کافر، و مخالفان حق و عدالت خواهد شد، در حالى که هیچ کس توانایى حمایت از آنها را نخواهد داشت.

سپس به گروه دوم اشاره کرده، مى‏ فرماید:” اما کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند خداوند پاداش آنها را به طور کامل خواهد داد” (وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ)

و باز تأکید مى کند: “خداوند هرگز ستمگران  را دوست ندارد” لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ‏ فاش مى‏ کند که فقط اهل ایمان و عمل از عیسى بهره خواهند برد نه منکرین او.

مقدم داشتن سرنوشت کافران بر مومنان، به خاطر آن است که کسانى که نسبت به مسیح کافر شدند، اکثریت را داشتند.

ضمناً از اینکه در آیه نخست اشاره به عذاب دنیا نیز شده به خوبى استفاده مى ‏شود که کافران (منظور در اینجا یهود است) گرفتار مجازات هاى دردناکى در همین جهان نیز خواهند شد و تاریخ ملت یهود شاهد این مدعاست.

در تفسیر أطیب البیان، نمونه ‏اى از عذاب ‏هاى دنیوى بنى اسرائیل، این گونه آمده است: ۳۷ سال پس از حضرت مسیح، شخصى به نام طیطوس که از قیصرهاى روم بود، بر یهود مسلّط شد و میلیون ‏ها نفر از آنان را کشته و هزاران نفر را به اسارت گرفت. او دستور داد اموال آنان را به آتش کشیده و یا غارت کنند و اسیران آنها را طعمه‏ى درندگان کند.

نکته جالب اینکه در آیه اول تنها تکیه بر کفر شده ولى در آیه دوم ایمان و عمل صالح هر دو با هم آمده است، اشاره به اینکه کفر به تنهایى مى‏ تواند منشأ عذاب الهى گردد ولى ایمان به تنهایى براى نجات کافى نیست، بلکه عمل صالح نیز مى‏ طلبد.

در ضمن جمله “وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ” گویا ناظر به این نکته است که تمام شعب کفر و اعمال سوء، در ظلم به معنى وسیع آن خلاصه مى ‏شود، و مسلم است خدایى که ظالمان را دوست ندارد هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد و اجر آنها را به طور کامل خواهد داد.

در آخرین آیه پس از شرح داستان مسیح و گوشه‏اى از تاریخ  پر ماجراى او، در آیات پیشین روى سخن را به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله کرده، مى‏ گوید: “اینها را که بر تو مى ‏خوانیم از نشانه‏ هاى حقانیت تو و یادآورى حکیمانه است” که به صورت آیات قرآن بر تو نازل گردیده و خالى از هرگونه باطل و خرافه است (ذلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ)

این در حالى است که دیگران سرگذشت این پیامبر بزرگ را به هزار گونه افسانه دروغین و خرافات و بدعت ها آلوده‏اند.

 پس اى خردمندان عبرت گیرید (نکته آیه ۵۸)
آیه می گوید: این بود قصه‏هاى عیسى و معاصران وى. آیا اینها قصه محض است؟ هرگز! اینها، در درجه اول، دلالت بر حقایقى دارد که برجسته ‏ترین آنها این است که انبیاى خدا بشر بوده ‏اند، و خدا چون آنان را شایسته براى برگزیده شدن به عنوان فرستادگان و ابلاغ رسالت خود و تواناى بر عمل صالح مى‏ دانسته، به رسالت برگزیده است، نه این که چون از عنصر و نژاد برترى بوده‏اند به این مقام رسیده‏ اند و این حقیقتى یگانه است که آن را از قصه ‏هاى عیسى به دست مى‏ آوریم، علاوه بر این عبرت ها و پندهایى از این قصه‏ ها مى ‏گیریم، و آشکارترین آنها بصیرت  در بینش علمى در زندگى و دست یافتن به دانشى سودمند است.

لازمه عمل صالح و سخت‏ کوشى، مبارزه کردن با عناد و لجاجت نفس هاى خودمان است تا مسیرى همچون یهودیان معاصر عیسى نداشته باشیم و بلکه به درجه حواریان عیسى و صدیقان ارتقاء پیدا کنیم.

کفر به تنهایى مى‏ تواند منشأ عذاب الهى گردد ولى ایمان به تنهایى براى نجات کافى نیست، بلکه عمل صالح نیز مى‏ طلبد
بحث لغوی:
۱ـ در آیه ۵۶ منظور از (الَّذِینَ کَفَرُوا) گروهى از یهود بنى اسرائیل بودند که به حضرت عیسى کافر شدند.

۲ـ (در مورد آیه ۵۷): همانطور که در آیه قبل گفته شد منظور از (الَّذِینَ کَفَرُوا) گروهى از یهود است که به عیسى کافر شدند.

در این آیه هم منظور از (الَّذِینَ آمَنُوا) افرادى است که به حضرت عیسى ایمان آوردند و بعد از آن بزرگوار تابع شمعون شدند.

۳ـ در آیه ۵۸ «ذلک» اشاره است به جریان عیسى، و شاید به قضیه یحیى و زکریا و مریم نیز اشاره باشد. «ذکر حکیم» همان آیات و قرآن است‏.

 پیام‏ های آیات ۵۶ و ۵۷:
۱ـ سر و کار کفّار با خودِ خداست. «فَأُعَذِّبُهُمْ»

۲ـ هر چه اتمام حجّت بیشتر باشد، قهر خدا بر انکار کنندگان بیشتر خواهد بود.

کسانى که زنده کردن مرده را از عیسى مى ‏بینند، ولى ایمان نمى ‏آورند، مستحق هر نوع عذابى هستند. «فَأُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً»

۳ـ گاهى خداوند در این دنیا نیز مجازات مى‏ دهد. «فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ»

۴ـ در برابر قهر خدا، هیچ قدرتى نمى‏ تواند مانع باشد. «وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ»

 پیام آیه ۵۸:
۱ـ براى رهبرى صحیح و قاطع، نشانه‏ هاى الهى و بیان محکم و مستدل لازم است. «الْآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ»

منابع:
تفسیر نور، ج ۲
تفسیر نمونه، ج ۲
تفسیر الحسن الحدیث، ج ۲
تفسیر هدایت، ج ۱
تفسیر آسان، ج ۲
تبیان